
روابط ایران و کشورهای عربی خلیج فارس در طول دهههای گذشته با فراز و فرودهای مختلفی مواجه شده و از تقابلهای جدی و جنگ سرد تا تلاشهای معطوف به تنشزدایی و شکلدهی به برخی همکاریها را شامل شده است. با تصاعد بحرانهای منطقهای ناشی از خیزشهای مردمی جهان عرب بعد از 2011، رقابتها و تنشهای بین تهران و پایتختهای عربی جنوب خلیج فارس به شدت افزایش یافته و به خصوص به قطع شدن یا کاهش سطح روابط با کشورهایی مانند عربستان سعودی و امارات متحده عربی منجر شد. اما پیامدها و هزینههای بالای این سطح از رقابت و تنش، کشورهای خلج فارس را وادار ساخت تا بار دیگر مدیریت و کاهش تنش را در اولویت قرار دهند؛ تحولی که از جمله به احیای روابط ایران و عربستان در پی توافق پکن در سال 2023 منجر شد. در طول این سالها ایران سیاست همسایگی و بهبود روابط با کشورهای عربی خلیج فارس را مورد تاکید قرار داد و رهبران عرب نیز لزوم کاهش تنشها و در اولویت قرار دادن همزیستی مسالمتآمیز و حسن همجواری را به عنوان اصول و منافع مورد نظر خود در روابط با تهران مورد اشاره قرار دادند.
به رغم برخی نتایج مثبت روند تنشزدایی برای مناسبات، برخی از مولفههای ساختاری از جمله تعارض دیدگاههای ایران و کشورهای عربی در خصوص امنیت منطقهای، تداوم بی اعتمادی و استمرار سطحی از رقابتها مانع از آن شد که مدیریت تنش به همکاریهای گسترده و تعمیق روابط منجر شود. در این دوره ایران در چهارچوب سیاست همسایگی به ارایه طرحهایی برای همکاری گسترده و تامین
امنیت منطقهای پرداخت و برای تسری تعاملات سیاسی به همکاریهای اقتصادی عمیق و حتی سطحی از روابط امنیتی تلاش کرد. اما عوامل مختلفی مانند اولویت امنیت وارداتی معطوف به مشارکت با غرب برای رهبران عرب و نگاه حداقلی و بازدارنده این کشورها به تنشزدایی با ایران مانع از آن شد که سیاست همسایگی ایران با دستاوردهای جدی و پایداری همراه شود. در این میان برغم سطحی از منافع مشترک، وابستگی سیاسی و امنیتی کشورهای شورای همکاری به امریکا و شراکت راهبردی آنان با غرب به عنوان چالش مهمی برای روابط همسایگی دو سوی خلیج فارس است که به خصوص با تجاوز امریکا و اسرائیل به ایران و وقوع جنگ اخیر به خوبی نمایان شد.
استفاده امریکا از پایگاههای خود در کشورهای شورای همکاری برای تجاوز به ایران و واکنش فوری تهران و مورد هدف قرار دادن خاک این کشورها، به توقف مرحله تنشزدایی و بروز چالشهای کلیدی در روابط بازیگران دو سوی خلیج فارس منجر شد. این جنگ نشان داد که مناسبات طرفین و امنیت منطقهای در حوزه خلیج فارس همچنان به شدت از مولفههای بینالمللی تاثیرپذیر است؛ تداوم منازعات و تنشهای بین امریکا و اسرائیل با ایران و استمرار وابستگی سیاسی و امنیتی کشورهای عربی خلیج فارس به غرب تعارض مهمی است که هر گونه تلاش برای تعمیق سیاست همسایگی و توسعه همکاریها را ناکام خواهد گذاشت. در این خصوص هر چند رهبران عرب تلاشهای اولیهای را برای تقویت چندجانبهگرایی و کاهش وابستگی امنیتی به امریکا آغاز کردهاند، اما واقعیت آن است که این کشورها همچنان از ظرفیتهای سیاسی و نظامی- امنیتی لازم برای ایجاد تحول اساسی در الگوهای امنیتی خود برخوردار نیستند و حداقل برای دورههای زمانی کوتاه و میانمدت ناچارند تا برای تقویت امنیت خود به شراکت با واشنگتن ادامه دهند. در ضلع دیگر این بحران، تلاشهای موجود برای کاهش
تنشهای بین ایران و امریکا و جلوگیری از وقوع منازعات جدید نیز به رغم تلاشهای میانجیگرانه کشورهایی مانند پاکستان، با موانع و چالشهای مهمی روبروست و به خصوص درخواستهای حداکثری دولت ترامپ هر گونه موفقیت در این خصوص را با ابهاماتی جدی روبرو کرده است.
در طول جنگ رمضان برغم تشدید تنش و تخاصم و کنشگری نظامی متقابل، رهبران ایران و اغلب کشورهای عربی خلیج فارس در تلاش بودند تا کانالهای سیاسی و دیپلماتیک را حفظ
نموده و مانع از رویارویی نظامی مستقیم، همهجانبه و علنی شوند. به خصوص کشورهای عربی به دلیل آسیبپذیری بالا و سطحی از بیاعتمادی به امریکا با وجود برخی تهدیدات، از اعلام جنگ علیه ایران خودداری کردند و صرفا به مشارکتها و حمایتهای غیر علنی از تجاوز نظامی اکتفا کردند. اما فارغ از چنین ملاحظاتی، جنگ کنونی ضمن اینکه نشانههای مهمی از تعارض منافع و رویکردهای سیاسی و امنیتی کشورهای جنوب خلیج فارس با ایران را برجستهتر ساخت، به تشدید جدی بیاعتمادی بین طرفین منجر شده است. این وضعیت پیامدهای سلبی مهمی برای روابط تهران و پایتختهای عربی داشته و میتواند مرحله جدید از رقابتسلبی به ویژه در حوزههای تسلیحاتی و نظامی و واگرایی بیشتر در نظم امنیتی خلیج فارس را در پی داشته باشد. با این حال شدت تنشها و رقابتهای بین ایران و بازیگران عربی، با دو مولفه کلیدی یعنی سطح تقابل یا توافق احتمالی بین ایران و امریکا در روزها و ماههای آینده و همچنان اراده و ظرفیت رهبران عرب برای تقویت چندجانبهگرایی و کاهش وابستگی امنیتی به امریکا در میانمدت و بلندمدت بستگی خواهد داشت.